سيد ظهير الدين مرعشى

41

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )

بعد از آن به واسطهء قوت ملك اعظم جلال الدوله اسكندر ملك موروثى خود را به نظام درآورد و به اتفاق اخوان اساس ملك را به ذروهء ارتفاع رسانيد . بقاع كوهستان را از حدود قزوين تا سمنان به اهتمام ديوان خود درآورد . و آن ملك را كه در تصرف چندين كس از امراء و اكابر و اعيان عصر از ترك و تازيك بود به تصرف درآورد ، و از آنجا به بيابان رى رفته آنچه متصل كوهستان بود از اعمال رى متصرف شد و تمامت رى و قزوين مثل كوير و فيروزآباد مال خود به خزانهء عامرهء او مىرسانيدند ، و در آن نواحى عمارت و قلاع پديد آوردند و حصن‌هاى حصين ساختند . اكنون به ذكر وقايع و حالات كه در ايام دولت و عهد ايالت ملوك مذكور واقع شد اشتغال مىرود . ذكر واقعهء امير مسعود سر بدال و توجه او به جانب مازندران بعد از رحلت سلطان سعيد ابو سعيد بهادر خان خاتم سلاطين چنگيزى ، در تاريخ هفتصد و سى و چهار ، كه در ايام دولت او خلق در امن و امان بودند اطراف عالم از عرب و عجم به هم برآمدند و يك روز ايرانيان را نفس خوش برنيامد ! و هركسى از گوشه و كنار سرى بركشيد و پا از اندازهء گليم خود بيرون نهاد . از جمله در خراسان امير مسعود سر بدال در شهر سبزوار برخاست و در قتل برادر خود پهلوان عبد الرزاق كه سردار او بود اقدام نمود ، و با معدودى چند عهد و پيمان كرد و شهر سبزوار را تصرّف كرد و قلعهء محكمى بنياد نمود و در آن متمكّن گشت . در آن وقت تغا تيمور پادشاه آن طرف موسوم شده و در خراسان خطبه و سكّه به نام او مىكردند و قومى از جته كه از طايفهء اشرار اتراك بودند با او موافق گشتند و در خراسان بدسيرتى مىكردند و از وزراى قديم و اكابر خراسان علاء الدين محمّد در آن مملكت متمكّن بود از آن سبب عرصهء خراسان به رعايا تنگ شد و ظلم از حدّ بگذشت . مردم به ستوه آمدند و متوجّه امير مسعود گشتند و از شهر سبزوار خارج شده بر سر امراى ترك تاختند ، با ارغونشاه و برادران او جنگ نموده و ظفر يافتند . از